نفی

Verneinung

در زبان آلمانی، انواع مختلفی از نفی وجود دارد، که ما بسته به اینکه چه معنایی را می‌خواهیم به یک جمله بدهیم و چه بخشی از سخنرانی را می خواهیم نفی کنیم، استفاده می‌کنیم.

انواع نفی ها و کاربردهای آنها

Nein
نفی یک جمله کامل
  • ترجمه
  • س: آیا می‌خواهید چیزی بخورید؟ پاسخ: خیر
نفی کل جمله به همراه کلمه nicht

هنگام پاسخ دادن در یک جمله کامل، کل جمله را همراه با کلمه nicht نفی می‌کند. کلمه nicht در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

  • ترجمه
  • س: آیا به سینما می‌روید؟ پاسخ: خیر، به سینما نمی‌روم.
نیچ
نفی فعل

کلمه nicht در انتهای جمله قرار دارد.

  • ترجمه
  • من سیگار نمی‌کشم.
  • ترجمه
  • بدون تو، امروز به سینما نمی‌روم.
نفی افعال جداشدنی

کلمه nicht قبل از پیشوند فعل می‌آید.

  • ترجمه
  • در حال زنگ زدن به آنا نیستم.
نفی در یک جمله با دو یا چند فعل.

کلمه nicht قبل از افعال در انتهای جمله می‌آید.

  • ترجمه
  • نمی‌توانم به شما کمک کنم.
  • ترجمه
  • نمی‌توانم حرف‌های تو را بشنوم.
نفی یک صفت یا قید.

کلمه nicht مستقیماً قبل از یک صفت/قید می‌آید.

  • ترجمه
  • این ناسالم است
  • ترجمه
  • اغلب به آلمان نمی‌رود.
نفی یک گروه حرف اضافه ای

کلمه nicht مستقیماً قبل از گروه حرف اضافه‌ای می‌آید.

  • ترجمه
  • این کیک برای شما مناسب نیست.
Kein
نفی اسامی با حرف تعریف نامعین و حرف تعریف
  • ترجمه
  • س: آیا سگ دارید ؟ پاسخ: خیر، سگ ندارم.
  • ترجمه
  • این ایده خوبی نیست.
  • ترجمه
  • من یک دکتر نیستم.
عبارات با ساختار kein ... mehr (نه بیشتر)
  • ترجمه
  • من قدرت ندارم
  • ترجمه
  • معلم دیگر هیچ ظهارنظری ندارد.
  • ترجمه
  • من دیگر آبجو ندارم
  • ترجمه
  • باتری دیگری باقی نمانده است.
صرف kein

Kein در مفرد مانند حرف تعریف نامعین و در جمع مانند حرف تعریف معین کاهش می یابد.

Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ kein (ein) keine (eine) kein (ein) keine (die)
Genitiv keines (eines) keiner (einer) keines (eines) keiner (der)
Dativ keinem (einem) keiner (einer) keinem (einem) keinen (den)
Akkusativ keinen (einen) keine (eine) kein (ein) keine (die)
Kein با صفت

اگر kein یک صفت بیاید، تصریف دقیقاً مشابه بعد از حرف تعریف نامعین در مفرد (ein) و در جمع مشابه بعد از حرف تعریف معین (die) است.

Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ kein guter Freund keine gute Idee kein gutes Buch keine guten Freunde
Genitiv keines guten Freunds keiner guten Idee keines guten Buches/Buchs keiner guten Freunde
Dativ keinem guten Freund keiner guten Idee keinem guten Buch keinen guten Freunden
Akkusativ keinen guten Freund keine gute Idee kein gutes Buch keine guten Freunde
Kein به عنوان ضمیر (به معنی هیچ‌کدام)
  • ترجمه
  • من هیچ یک از این مردان را دوست ندارم. (یا در میان این مردان من هیچ کدام را دوست ندارم.)

استثنائات و موارد خاص

اشکال دیگر نفی
Nichts (هیچ چیز)
  • ترجمه
  • من هیچ چیز در یخچال ندارم.
Niemand (هیچ کس)
  • ترجمه
  • من کسی را ندیدم
Nie (هرگز)
  • ترجمه
  • من هرگز الکل نمی‌نوشم.
Nirgends/Nirgendwo (هیچ جا)
  • ترجمه
  • من هیچ جا نمی‌توانم نان بخرم.
  • ترجمه
  • نمی‌‌توانم کلید خود را هیچ‌جا پیدا کنم.
Keinesfalls (به هیچ وجه/هیچ راهی)
  • ترجمه
  • تحت هیچ شرایطی نباید ببازید.
Keineswegs (به هیچ وجه/هیچ راهی)
  • ترجمه
  • این راه حل به هیچ وجه خوب نیست.
Nicht mehr (نه دیگر)
  • ترجمه
  • من دیگر اسکی نمی‌کنم.
  • توضیح
  • هنگامی که نفی به یک اسم kein(e) mehr اشاره دارد، به جای nicht mehr استفاده می‌شود.
  • ترجمه
  • من دیگر سیگار ندارم.
Noch nicht (هنوز نه)
  • ترجمه
  • من هنوز مطمئن نیستم.
Doch (نفی نفی)

کلمه doch نفی را نفی می‌کند به این معنی که اگر کسی گفت "انجام نداد" (nicht)، سپس doch به معنی "انجام داد" است. یا اگر کلمه (kein) به عنوان مثال "چیپس سیب زمینی دیگر وجود ندارد" (es gibt keine Chips mehr) استفاده شد، سپس کلمه doch معنای "وجود دارد" است. این کلمه نمی‌تواند برای نفی یک جمله بدون نفی استفاده شود. (علاوه بر این، کلمه doch نیز معنی دیگری ندارد)

  • ترجمه
  • دیگر هیچ کره‌ای در یخچال وجود ندارد. 👉 به هیچ وجه. هنوز یک قطعه بر روی درب وجود دارد.
  • توضیح
  • کلمه doch به معنای "برعکس" یا "به هیچ وجه" نیست، اما هیچ معادل یک به یکی در زبان انگلیسی وجود ندارد.
  • ترجمه
  • پارک کردن در اینجا مجاز نیست (به معنای واقعی کلمه: کسی نباید اینجا پارک کند) 👉 به هیچ وجه. (یا برعکس، مجاز است.)