جهت مجهول

Passiv

ما زمانی از جهت مجهول استفاده می ‌ کنیم که مهم نباشد چه کسی عمل را انجام می ‌ دهد، نمی ‌ دانیم چه کسی عمل را انجام می ‌ دهد یا نمی ‌ خواهیم به آن اشاره کنیم. جهت مجهول بر فعالیت (یا حالت) در حال انجام و شیء/ فرد تحت تاثیر فعالیت (یا حالت) تمرکز دارد.

نمونه ‌ هایی از جملات در جهت مجهول

  • ترجمه
  • سفارش شما در حال پردازش است.
  • توضیح
  • مهم نیست که چه کسی عمل را انجام می‌دهد؛ مهم این است که هدف عمل چه کسی است (دستور) و چه عملی در حال انجام شدن است (در حال پردازش است).
  • ترجمه
  • ده نفر از تظاهرکنندگان بازداشت شدند.
  • توضیح
  • مهم نیست که چه کسی عمل را انجام می‌دهد؛ مهم است که هدف عمل چه کسی است (ده تظاهرکننده) و چه عملی انجام شده است (دستگیر شده‌اند).

ساختار و کاربردها

ساختار جملات در جهت مجهول
جهت مجهول هنگام توصیف یک فعالیت مداوم

Subjekt + werden + ... + Partizip II

Subjekt فاعل (شخص یا چیزی که به طور مجهول عمل در حال انجام را تجربه می‌کند) است که ما در ابتدای جمله قرار می‌دهیم، سپس فعل کمکی مزدوج werden، و در پایان جمله فعل درPartizip II (صفت مفعولی). اگر بخواهیم ذکر کنیم که چه کسی/چه عملی را انجام می‌دهد (یعنی مفعول Objekt)، آنگاه از ساختارهای von + Dativ + شخص/شیء یا durch + Akkusativ + شیء استفاده می‌کنیم.

ساختار von + Dativ + شخص/شیء زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهیم مشخص کنیم یک عمل توسط چه کسی یا چه چیزی انجام می‌شود (اغلب یک شخص است).

ساختار durch + Akkusativ + شیء برای مشخص کردن اینکه توسط چه چیزی (wodurch?) یا (mittels?) یک عمل انجام می‌شود (اغلب آن یک چیز است) استفاده می‌شود.

  • ترجمه
  • توماس تحت عمل جراحی قرار دارد.
  • توضیح
  • ساختمار جهت مفعول از جهت معلوم به صورت زیر انجام می‌شود: فاعل (شخص یا چیزی که فعالیت انجام شده توسط سوژه را تجربه می‌کند یا موضوع فعالیت است) مفعول (شخص یا چیزی که فعالیت انجام شده را به صورت مجهول تجربه می‌کند) انجام می‌شود، و از آن حذف می ‌ شود یا به یک متمم تبدیل می‌شود و سپس با کلمه von یا کلمه durch ذکر می‌شود. فعل werden یک فعل کمکی است و فعل دیگر در فرم Partizip II است.
  • ترجمه
  • توماس تحت عمل جراحی قرار گرفت.
  • توضیح
  • زمان: Perfekt، موضوع: Thomas + فعل کمکی sein در شکل مناسب (سوم شخص، مفرد، زمان Perfekt): ist + فعل دیگری در شکل Partizip II: operiert + worden در انتهای جمله.
  • ترجمه
  • توماس توسط یک گراز مورد حمله قرار گرفت.
  • توضیح
  • زمان: Präteritum، فاعل: Thomas + فعل کمکی werden در فرم صحیح (سوم شخص مفرد زمان Präteritum): wurde + متمم: von einem Wildschwein + فعل در فرم Partizip II در پایان جمله: operiert.
  • von [+Dativ] einem Wildschwein (der Wildschwein - یک گراز (یک گراز تصادفی) از این رو حرف تعریف ein؛ -em را در پایان حالت برایی Dativ اضافه می‌کنیم.)
  • مفعول در این جمله ذکر شد زیرا با معنای جمله مرتبط بود. در مورد جمله دیگری: Thomas wurde angegriffen. مشخص نیست که توماس توسط چه کسی مورد حمله قرار گرفته است (ممکن است یک انسان، حیوان یا یک ربات به او حمله کرده باشد).
  • ترجمه
  • موفقیت ما با همکاری همه کارکنان به دست آمده است
  • توضیح
  • در این حالت باید از ساختار durch + Akkusativ استفاده کنیم.
  • زمان: Präsens، فاعل: Unser Erfolg + فعل کمکی werden در شکل مناسب (سوم شخص مفرد، زمان Präteritum): wurde + فعل دیگری در شکل Partizip II در پایان جمله: erreicht.

صرف فعل کمکی werden

Person Präsens Präteritum
ich werde wurde
du wirst wurdest
er/sie/es wird wurde
wir werden wurden
ihr werdet wurdet
sie/Sie werden wurden
جهت مجهول هنگام توصیف یک حالت (یک عمل انجام شده)

فاعل + sein + ... + Partizip II

Subject فاعل (شخص یا چیزی که عمل در حال انجام را به صورت مجهول تجربه می ‌ کند) است که در ابتدای جمله قرار می‌دهیم، سپس فعل کمکی مزدوج sein، و در پایان جمله فعل در شکل Partizip II (صفت مفعولی). اگر بخواهیم ذکر کنیم که چه کسی/چه عملی را انجام می‌دهد (یعنی Object متمم)، آنگاه از ساختارهای von + Dativ + شخص/شیء یا durch + Akkusativ + شیء استفاده می‌کنیم.

ساختار von + Dativ + شخص/شیء زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهیم مشخص کنیم یک عمل توسط چه کسی یا چه چیزی انجام می‌شود (اغلب یک شخص است).

ساختار durch + Akkusativ + شیء برای مشخص کردن فاعلیت (wodurch?) یا وسیله انجام (mittels?) یک عمل استفاده می‌شود (اغلب یک شیء است).

  • ترجمه
  • توماس مصدوم شده است.
  • توضیح
  • فاعل: Thomas + فعل کمکی sein در شکل مناسب (سوم شخص، مفرد، زمان Präsens): ist + فعل دیگری در شکل Partizip II در انتهای جمله: verletzt.
  • ترجمه
  • توماس مصدوم شد.
  • توضیح
  • فاعل: Thomas + فعل کمکی sein در شکل مناسب (سوم شخص مفرد، زمان Präteritum): war + فعل دیگری در شکل Partizip II در پایان جمله: verletzt.
  • ترجمه
  • هوا توسط دود اگزوز آلوده می‌شود.
  • توضیح
  • در این حالت باید از ساختار durch + Akkusativ استفاده کنیم.
  • فاعل: Die Luft + فعل کمکی sein در شکل مناسب (سوم شخص مفرد، زمان Präsens): ist + فعل دیگری در شکل Partizip II در انتهای جمله: verschmutzt.

صرف فعل کمکی sein

Person Präsens Präteritum
ich bin war
du bist warst
er/sie/es ist war
wir sein waren
ihr seid wart
sie/Sie sind waren
مقایسه جهت مجهول و جهت معلوم

ساختار جهت مجهول از جهت معلوم به صورت زیر انجام می‌شود: مفعول (شخصی که به آن مربوط است یا کسی که فعالیت انجام شده توسط سوژه را تجربه می‌کند) فاعل (شخص یا چیزی که فعالیت انجام شده را به صورت مجهول تجربه می‌کند) می‌شود. فاعل یا از جهت معلوم حذف می‌شود یا به مفعول گرامری تبدیل می‌شود و سپس با استفاده از کلمه von یا کلمه von ذکر می‌شود. فعل werden یک فعل کمکی است و فعل دیگر در فرم Partizip II است.

Zeitform Aktiv Passiv ترجمه اظهار نظر
Präsens Ein Arzt operiert Thomas. Thomas wird (von einem Arzt) operiert. دکتر در حال انجام عمل جراحی بر روی توماس است. 👉 توماس تحت عمل (توسط دکتر) است.
Perfekt Ein Arzt hat Thomas operiert. Thomas ist (von einem Arzt) operiert worden. دکتر توماس را تحت عمل جراحی قرار داد. 👉 توماس تحت عمل جراحی (توسط دکتر) قرار گرفت.
Präteritum Ein Arzt operierte Thomas. Thomas wurde (von einem Arzt) operiert. دکتر توماس را تحت عمل جراحی قرار داد. 👉 توماس تحت عمل جراحی (توسط دکتر) قرار گرفت.
Plusquamperfekt Ein Arzt hatte Thomas operiert. Thomas war (von einem Arzt) operiert worden. دکتر توماس را تحت عمل جراحی قرار داد. 👉 توماس تحت عمل جراحی (توسط دکتر) قرار گرفت. -
Futur I Ein Arzt wird Thomas operieren. Thomas wird (von einem Arzt) operiert werden. دکتر توماس را تحت عمل جراحی قرار خواهد داد. 👉 توماس تحت عمل جراحی (توسط دکتر) قرار خواهد گرفت.
Futur II Ein Arzt wird Thomas operiert haben. Thomas wird (von einem Arzt) operiert worden sein. دکتر توماس را تحت عمل جراحی قرار خواهد داد. توماس تحت عمل جراحی (توسط دکتر) قرار خواهد گرفت. -

استثنائات و موارد خاص

مفعول غیرمستقیم (Dativobjekt) بدون تغییر باقی می ماند
  • ترجمه
  • شخصی به پیرمرد کمک می‌کند. 👉 به این پیرمرد کمک می‌شود (توسط کسی).
  • توضیح
  • helfen +Dativ (helfen - half - geholfen) (کمک کردن)
مفعول با حرف اضافه بدون تغییر باقی می ماند
  • ترجمه
  • امروزه در مورد حفاظت از محیط زیست بسیار صحبت می‌شود. 👉 امروزه حرف‌های زیادی در مورد حفاظت از محیط زیست گفته می‌شود.
  • توضیح
  • heutzutage - امروزه
جمله مجهول را نمی‌توان با افعال انعکاسی ساخت
  • ترجمه
  • او از هدیه خوشحال بود.
جمله مجهول را نمی‌توان با افعال وجهی ساخت
  • ترجمه
  • او باید به مدرسه برود.
جمله مجهول را نمی‌توان وقتی که مفعول وجود ندارد، ساخت

هنگامی که مفعول در جمله وجود ندارد (شخص یا چیزی که فعالیت انجام شده توسط فاعل را تجربه می‌کند یا فاعل فعالیت انجام شده است)، جهت مجهول نمی‌تواند ساخته شود (استثناء در اینجا جهت مجهول در فرم غیر شخصی برای چند فعل است).

  • ترجمه
  • خیلی شنا کردم.
جهت مجهول به شکل غیرشخصی

برای برخی از افعال در جملات بدون مفعول، ممکن است جهت مجهول با استفاده از ضمایر غیر شخصی es امکان پذیر باشد.

  • ترجمه
  • یکی در این باشگاه خیلی می‌رقصد.
  • ترجمه
  • یکی اینجا سیگار می کشد.
جمله مجهول را می توان برای جمله ای با فعل وجهی و فعلی دیگر ساخت.
  • ترجمه
  • پدرم می‌تواند ماشین را تعمیر کند. 👉 ماشین می‌تواند توسط پدرم تعمیر شود.
  • توضیح
  • در این وضعیت، فعل وجهی können به عنوان فعل کمکی استفاده می‌شود (werden مزدوج نمی‌شود).
  • ترجمه
  • پدرم مجبور شد ماشین را تعمیر کند. 👉 ماشین باید توسط پدرم تعمیر می شد.
  • توضیح
  • در زمان Perfekt، فعل haben به عنوان یک فعل کمکی استفاده می‌شود (فعل وجهی müssen مزدوج نیست و در انتهای جمله قرار می گیرد).
جمله مجهول را نمی‌توان با افعال توصیف‌کننده مالکیت یا دریافت چیزی ساخت
  • ترجمه
  • من یک ماشین اسپرت دارم.
  • ترجمه
  • هدیه‌ای دریافت کردم.
جمله مجهول را نمی‌توان با برخی افعال شامل حرکت با تغییر مکان ساخت
  • ترجمه
  • من به مدرسه می‌روم.
  • ترجمه
  • من 20 طول استخر شنا کردم.
جمله مجهول را نمی‌توان هنگام استفاده از عبارت es gibt (هست/وجود دارد) ساخت
  • ترجمه
  • یک انتخاب بزرگ (یا انتخاب گسترده ای) از غذاها در رستوران وجود دارد.
جمله مجهول را نمی‌توان kennen (قادر بودن/آشنایی با) و wissen (دانستن) ساخت
  • ترجمه
  • من آن شخص را نمی شناسم.
  • ترجمه
  • می‌دانم که می‌توانیم آن کار را انجام دهیم.
جمله مجهول را نمی‌توان با اکثر افعال غیرشخصی ساخت
  • ترجمه
  • باران می‌بارد.
  • ترجمه
  • بوی سیر می دهد.
جمله مجهول را نمی‌توان با افعال توصیف‌کننده مقدار، مقیاس یا اندازه ساخت
  • ترجمه
  • نان 2 یورو قیمت دارد.
  • ترجمه
  • وزن دوچرخه 10 کیلوگرم است.
  • ترجمه
  • لیمو حاوی مقدار زیادی ویتامین است.