بندهای پیرو

Nebensätze

بند پیرو جمله‌ای است که به جمله قبلی بستگی دارد و بدون آن معنای خود را از دست می‌دهد. ما بین چنین جملاتی ویرگول قرار می دهیم. بعلاوه، ترتیب کلمات در بند پیرو معمولاً تغییر می‌کند.

انواع بندهای پیرو

متمم مفعولی

بند متمم مفعولی، جمله ای است که در آن قسمت پیرو جایگزین مفعول می‌شود. در این صورت کل قسمت تبعی جمله مفعول است. این سوالات را پاسخ می دهد: Was / Wen / Wem / Wessen؟ (چه / چه کسی / برای چه کسی / چه کسی؟)

  • ترجمه
  • من می خواهم بالاخره آپارتمان خودمان را داشته باشیم.
  • توضیح
  • eine eigene Wohnung (آپارتمان خودم)؛ Akkusativ
  • ترجمه
  • دیدم چه کسی پنجره را شکست.
  • توضیح
  • Wen/Was habe ich gesehen? (چه کسی/چه چیزی را دیدم؟) 👉 den Täter (مجرم )؛ Akkusativ
  • ترجمه
  • ما به همه کسانی که امروز فارغ التحصیل شده اند تبریک می گوییم.
  • توضیح
  • Wem gratulieren wir ؟ (به چه کسی تبریک می گوییم؟) 👉 allen Absolventen (همه فارغ التحصیلان )؛ Dativ
  • ترجمه
  • دانش‌آموز از نمره پایینی که به دست آورده خجالت می‌کشد.
  • توضیح
  • Wessen schämt sich der Schüler? (دانش آموز از چه چیزی خجالت می‌کند؟) 👉 des schlechten Ergebnisses (از نتیجه ضعیف)؛ Genitiv
بند فاعلی

بند متمم فاعلی آن است که در آن پیرو جایگزین فاعل شود. به سوالات Wer/Was? (چه کسی/چه چیزی ؟) پاسخ می‌گوید.

  • ترجمه
  • خوشحالم که به تولد من می آیی.
  • توضیح
  • Was freut mich? (چه چیزی من را خوشحال/رضایتمند می‌کند؟) 👉 Deine Anwesenheit bei meiner Geburtstagsparty (حضور شما در جشن تولد من )؛ Nominativ
  • ترجمه
  • کسی که (یا هر کس) کیف پول من را پیدا کند 500 یورو جایزه دریافت می‌کند.
  • توضیح
  • Wer bekommt eine Belohnung? (چه کسی پاداش می گیرد؟) 👉 der Finder meines Geldbeutels (یابنده کیف پول من)؛ Nominativ
بندهای موصولی

بندهای موصولی اطلاعات اضافی در مورد چیزی ارائه می‌دهند که بخش‌های دیگر جمله به آن اشاره می‌کنند. بند موصولی همیشه با کاما از بخش‌های دیگر جمله جدا می‌شود.

بندهای موصولی با استفاده از قیدهای موصولی

بخش پیرو جمله اغلب با یک ضمیر به عنوان مثال (der Mann, der ...) یا با یک حرف اضافه و یک ضمیر به عنوان مثال (der Mann, mit dem ...)شروع می‌‌شود. معمولاً از ضمایر der/die/das/die استفاده می‌شود اما گاهی اوقات نیز از ضمایر نسبی welch- - استفاده می‌شود.

  • ترجمه
  • ماشین قرمز رنگی که در خیابان ما پارک شده متعلق به آقای مولر است.
  • ترجمه
  • اولریش، که با من درس خوانده است، به عنوان چشم پزشک کار می‌کند.
  • ترجمه
  • هر مولر ، که همسرش را از قبل می شناسید ، امروز نیز به جشن تولد من می آید.
  • ترجمه
  • دانش آموزی که معلم به او کمک می‌کند ، در خواندن و فهم متن مشکل دارد.
  • ترجمه
  • تصویری که الان می بینید را من در ژاپن گرفتم.
  • ترجمه
  • چشم پزشکی که با او درس خواندم، اولریش است.
  • ترجمه
  • موضوعی که دیروز در مورد آن بحث کردیم ، علاقه من را برانگیخت.

تصریف ضمیر موصولی

Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ der/welcher die/welche das/welches die/welche
Genitiv dessen deren dessen dessen
Dativ dem/welchem der/welcher dem/welchem den/welchen
Akkusativ den/welchen die/welche das/welches die/welche
جمله های نسبی با استفاده از ضمیر نشان دهنده was (چه)

ضمیر نسبی was در سه موقعیت قابل استفاده است:

  • در اشاره به ضمیر نامعین
  • در اشاره به یک اسم
  • در ساختار das, was ...
was به ضمیر نامعین اشاره دارد

ضمایر نامعین که ضمیر موصولی was می‌تواند به آنها اشاره کند شامل موارد زیر است: alles (همه چیز)، nichts (هیچ چیز)< ، etwas (چیزی)، vieles (خیلی/بسیاری)، weniges (تعداد کمی/اندکی)

  • ترجمه
  • هر آنچه اکنون به شما می گویم باید بین ما باقی بماند.
  • ترجمه
  • بسیاری از مواردی را که در دانشگاه آموخته ام ، اکنون می توانم در محل کار خود به کار بگیرم.
  • ترجمه
  • هیچ کدام از چیزهایی که در اینجا گفته می‌شود نباید سر از مطبوعات در آورد.
  • ترجمه
  • من می خواهم چیزی بخورم که به معده‌ام آسیب نرساند (یا آن را به هم نریزد).
was به یک اسم اشاره دارد

ضمیر موصولی was می تواند به اسمی مشتق شده از یک صفت تفضیلی به عنوان مثال wichtig (مهم) 👉 das Wichtigste (مهمترین چیز) اشاره داشته باشد.

  • ترجمه
  • مهمترین چیزی که امروز می خواهم به شما بگویم استراتژی شرکت برای سال 2021 است.
was در ساختار das, was ...

ضمیر موصولی was می‌تواند با ساختار das, was ... به عنوان مثال (das, was wichtig ist, ... 👉 was wichtig ist, ...) استفاده شود.

  • ترجمه
  • کاری که کرد فراتر از درک است!
بندهای موصولی با استفاده از ضمیر اشاره wer (چه کسی)

wer می تواند به عنوان یک ضمیر اشاره جایگزین ساختار Der/Derjenige/Jener, der ... شود. تنها می تواند به مردم اشاره داشته باشد و برای موارد زیر صرف می‌شود: Nominativ: wer (who [e.g. چه کسی is]), Genitiv: wessen (مال چه کسی), Dativ: wem (برای کسی که), Akkusativ: wen (آن کسی که[e.g. آن کسی که می‌بینم]).

ضمیر اشاره derjenige همچنین ممکن است به افراد با جنسیت مونث یا خنثی اشاره کند؛ به عنوان مثال (Diejenige, die ...) یا به افراد در جمع (Diejenigen, die ...) اشاره داشته باشد.

  • ترجمه
  • کسی که دوچرخه من را دزدیده است باید هزینه آن را بدهد!
  • توضیح
  • چه کسی هزینه آن را پرداخت خواهد کرد؟ (Wer wird dafür bezahlen?); Nominativ
  • ترجمه
  • کسی که سالم غذا بخورد ، کمتر دچار بیماری می‌شود.
  • توضیح
  • چه کسی کمتر بیمار می‌شود؟ (Wer ist seltener krank?); Nominativ
بندهای موصولی با استفاده از قیدها

بندهای موصولی ممکن است نه تنها با یک ضمیر به عنوان مثال (Der Mann, der ...) بلکه با یک قید موصولی به عنوان مثال wo, worüber, wofür, womit, was, wieso, weshalb نیز شروع شوند. قید موصولی معمولاً با اضافه کردن پیشوند wo به یک قید به عنوان مثال wo + mit 👉 womit ایجاد می‌شود.

اگر یک قید با یک مصوت شروع شود به عنوان مثال auf آنگاه یک -r اضافی باید به پیشوند wo اضافه شود به عنوان مثال wo + -r + auf 👉 worauf. قیدهای موصولی معمولاً به کل یک جمله اشاره می‌کنند (در مقایسه با ضمایر موصولی، که معمولاً به یک فرد/چیز واحد اشاره می‌کنند).

  • ترجمه
  • برای تولدم یک گوشی هوشمند جدید خریدم که از آن بسیار خوشحال شدم.
  • توضیح
  • از چه چیزی خوشحال شدم؟ (Worüber habe ich mich gefreut?); Akkusativ
  • ترجمه
  • من دوست دارم در جایی زندگی کنم که هیچ توریستی وجود نداشته باشد.
  • توضیح
  • دوست دارم کجا زندگی کنم؟ (Wo möchte ich wohnen?); Nominativ
  • ترجمه
  • جراح با موفقیت جراحی را روی بیمار انجام داد که از آن سپاسگزار است.
  • توضیح
  • بیمار از چه چیزی سپاسگزار است؟ (Wofür ist der Patient dankbar?); Akkusativ
  • ترجمه
  • دلیلی ندارد که من از این شغل کناره‌گیری کنم.
  • توضیح
  • چرا باید این کار را ترک کنم؟ (Warum sollte ich diesen Job kündigen?); Akkusativ
  • ترجمه
  • نمی دانم چرا او مرا به مهمانی تولدش دعوت نکرد.
  • توضیح
  • چرا مرا دعوت نکرد؟ (Wieso hat er mich nicht eingeladen?); Akkusativ
سئوالات غیرمستقیم

سوالات غیرمستقیم جملاتی هستند که در آن بند پیرو می گوید سوال چه بود. فعل همیشه در انتهای بند پیرو قرار می گیرد. اگر پاسخ بله یا خیر باشد ، در این صورت بند پیرو با حرف ربط ob (خواه / اگر) شروع می‌شود.

  • ترجمه
  • او کیست؟ 👉 لطفا به من بگویید که چه کسی است.
  • ترجمه
  • امروز چه چیزی می آموزیم؟ 👉 ما می خواهیم بدانیم که امروز چه چیزی خواهیم آموخت.
  • ترجمه
  • آیا اکنون باید به خانه بروید ؟ او می پرسد که آیا باید به خانه بروم.
  • ترجمه
  • از کجا می توان نزدیکترین دستگاه خودپرداز را پیدا کرد؟ 👉 آیا می توانید لطفاً به من بگویید که کجا می توانم نزدیکترین دستگاه خودپرداز را پیدا کنم؟
بندهای قیدی

بندهای قیدی در زبان آلمانی انواع مختلفی دارد. نوع بند قیدی به حرف ربط استفاده شده بستگی دارد.

جملات شرطی

جملات شرطی دسته‌ای هستند که بند پیرو یک شرط یا شرایطی را مشخص می‌کند که وقتی آنها برآورده شوند ، بند اصلی درست است (اتفاق می افتد / رخ می‌دهد).حروف ربط متداول در جملات شرطی عبارتند از:

  • wenn (اگر)
  • falls (اگر / در صورت)
  • sofern (به شرط اینکه)
  • ترجمه
  • اگر می خواهید آلمانی روان صحبت کنید ، باید زیاد تمرین کنید.
  • ترجمه
  • اگر به زبان آلمانی روان صحبت می کنید ، می توانید برای این موقعیت شغلی درخواست دهید.
  • ترجمه
  • اگر در طول مصاحبه به زبان آلمانی روان صحبت می کردید ، آن شغل از آن شما می‌شد.
  • ترجمه
  • در صورت بارندگی سوار تاکسی می شوم.
  • ترجمه
  • ما به شرطی که الان هیچ اشتباهی نکنیم به نتیجه بسیار خوبی خواهیم رسید.
بندهای وجهی

بندهای وجهی عبارتند از بندهای پیرو که در آن بند تبعی روش انجام عمل در بند اصلی را مشخص می‌کند. حروف ربط متداول در بندهای وجهی عبارتند از:

  • indem (با انجام کاری)
  • dadurch dass (با انجام کاری)
  • ohne dass / ohne ... zu (بدون انجام کاری)
  • als ob (مثل اینکه)
  • je ..., desto/umso ... (هرچه ... آنگاه ... به عنوان مثال هرچه بیشتر تمرین کنید بهتر می شوید)
  • anstatt dass / anstatt ... zu (به جای ...)
  • ترجمه
  • من اجاره را با کار نیمه وقت به عنوان پیشخدمت پرداخت می‌کنم.
  • ترجمه
  • من با تفکیک زباله دوستدار محیط زیست هستم.
  • ترجمه
  • او بدون اینکه چیزی به من بگوید از آپارتمان خارج شد.
  • توضیح
  • در این شرایط ، وقتی فاعل در بند اصلی و در بند پیرو یکسان باشد ، ممکن است از این ساختار استفاده کنیم: ohne ... zu ... برای مثال Er hat die Wohnung verlassen, ohne mir etwas gesagt zu haben.
  • ترجمه
  • او بدون داشتن تجربه زیاد، شغلی به عنوان مدیر یافت.
  • توضیح
  • در این شرایط ، وقتی موضوع در بند اصلی و در بند پیرو یکسان است، می‌توانیم از این ساختار استفاده کنیم: ohne ... zu ... برای مثال Sie hat einen Job als Manager bekommen, ohne viel Erfahrung zu haben.
  • ترجمه
  • من این کار را کردم با اینکه به من اجازه ندادی.
  • ترجمه
  • او طوری لباس پوشیده است که گویی قصد دارد به عروسی برود.
  • ترجمه
  • هرچه بیشتر تمرین کنید بهتر می شوید.
  • توضیح
  • یا می توان جمله زیر را برای بیان همان معنی به کار برد: Je mehr du übst, umso besser du wirst.
  • ترجمه
  • او به جای پس انداز برای آپارتمان خودش پول زیادی خرج می‌کند.
  • توضیح
  • اگر فاعل در بندهای اصلی و پیرو یکسان باشد ، بنابراین می توانیم از ساختار زیر استفاده کنیم: anstatt ... zu ... برای مثال Er gibt viel Geld aus, anstatt für eine eigene Wohnung zu sparen.
بندهای سببی

بندهای سببی عبارتند از جایی که بندهای پیرو جمله دلیل یا علتی برای عمل توصیف شده در جمله اصلی ارائه می‌دهند. حروف ربط متداول در بندهای سببی:

  • weil (زیرا) [ترتیب کلمه با فعل در انتها]
  • da (زیرا) [ترتیب کلمه با فعل در انتها]
  • denn (زیرا) [ترتیب کلمات ساده]
  • ترجمه
  • من همیشه آنلاین خرید می کنم زیرا برایم بسیار راحت است.
  • ترجمه
  • من کاپشنم را با کلاه می پوشم چون باران می بارد.
  • ترجمه
  • او می خواهد تعطیلات خود را کنار دریا بگذراند زیرا دوست دارد زیر آفتاب دراز بکشد.
جمله‌واره‌های هدف

جمله‌واره‌های هدف عبارتند از بندهای پیرو که هدف عمل در بند اصلی را توصیف می کنند. حروف ربطی که بیشتر در جمله‌واره‌های هدف استفاده می شوند عبارتند از:

  • um ... zu ... (به منظور)
  • damit (به منظور) [هنگامی که فاعل‌ها متفاوت هستند]
  • ترجمه
  • والدین برای مدت طولانی پس انداز کرده اند (یا پس انداز کرده اند) تا پسرشان بتواند درس بخواند.
  • ترجمه
  • من دارم به سمت سوپرمارکت می‌روم/رانندگی می‌کنم تا چیزی برای شام بخرم.
  • ترجمه
  • من الان به خانه می روم تا برای پرواز فردا آماده شوم.
جمله‌واره‌های متوالی

جمله‌واره‌های متوالی عبارتند از بندهایی که بند پیرو عواقب بند اصلی را در آنها تعریف می‌کند. متصل ترین جمله هایی که در بندهای متوالی بیشتر استفاده می‌شود عبارتند از:

  • dass (که ...)
  • sodass (به طوری که ...)
  • ترجمه
  • این اواخر آنقدر باران باریده که در برخی از شهرها سیلاب جاری شده است.
  • ترجمه
  • لطفا به من نگو که کلید را گم کردی.
  • ترجمه
  • او خود را به شدت آزار داد به طوری که مجبور شد به بیمارستان منتقل شود.
جمله‌واره‌های امایی

جمله‌واره‌های امایی عبارتند از بندهایی که در آنها بخش پیرو جمله علیرغم شرایطی چه چیزی در بند اصلی اتفاق افتاده است را تعریف می‌کند ، به عنوان مثال علیرغم اینکه مجاز نیستند / حتی اگر توصیه شده بود / علی رغم غیر منطقی بودن. پیوندهای متداول در جمله‌واره‌های امایی، عبارتند از:

  • obwohl (با اینکه)
  • ترجمه
  • او اتومبیل خود را در اینجا پارک کرد با اینکه پارک در اینجا مجاز نیست.
  • ترجمه
  • با اینکه غذای سالم می خورم نمی توانم وزن کم کنم.
جمله واره های قیدی زمان

جمله واره های قیدی زمان به جمله هایی گفته می‌شود که در آن بند پیرو بازه زمانی جمله اصلی را تعریف می‌کند ، به عنوان مثال چه موقع / از / تا چه زمانی / یک بار فعالیت معینی انجام می‌شود (یا انجام شد). حروف ربطی که بیشتر در جمله واره های قیدی زمان استفاده می‌شود عبارتند از:

  • als (وقتی ...) [فقط برای توصیف وقایع گذشته که یک بار اتفاق افتاده است]
  • wenn (وقتی / اگر ...) [هنگام مراجعه به حال ، حوادث آینده یا حوادث گذشته که بیش از یک بار اتفاق افتاده است]
  • bevor (قبل از ...)
  • bis (تا ...)
  • nachdem (بعد از ...)
  • sobald (به محض ...)
  • solange (تا زمانی که ...)
  • sooft (هر وقت ...)
  • seitdem (از سال ...)
  • während (در حالی که/در حال انجام کاری...)
  • ترجمه
  • وقتی 18 ساله بودم گواهینامه رانندگی ام را گرفتم.
  • توضیح
  • ما به گذشته اشاره می کنیم: فقط یک بار در طول زندگی من ، وقتی که 18 ساله بودم ، گواهینامه رانندگی خود را دریافت کردم. بنابراین ، ما باید از als (wenn) استفاده کنیم.
  • ترجمه
  • هر زمان که در کنار پدر و مادرم در تعطیلات بودم ، باید از برادر کوچکترم مراقبت می کردم.
  • توضیح
  • ما به گذشته اشاره می کنیم: من در کنار پدر و مادرم در تعطیلات بودم و بیش از یک بار از برادر کوچکترم مراقبت می کردم. بنابراین ، از wenn باید استفاده شود (als).
  • ترجمه
  • وقتی مرتب ورزش می کنم احساس آرامش می کنم.
  • توضیح
  • ما به حال اشاره می کنیم؛ بنابراین ، <wenn استفاده شود.
  • ترجمه
  • وقتی ماه آینده در دوره زبان شرکت کنم ، وقت کمی برای دوستانم خواهم داشت.
  • توضیح
  • ما به آینده اشاره می کنیم؛ بنابراین ، wenn باید استفاده شود.
  • ترجمه
  • قبل از تمیز کردن دستگاه ، آن را از منبع تغذیه جدا کنید.
  • ترجمه
  • تا وقتی مادرم بیاید باید در خانه بمانم.
  • توضیح
  • به جای گفتن zu Hause می توانید zuhause (در خانه) را نیز بگویید.
  • ترجمه
  • بعد از اتمام تحصیلاتم ، به یک سفر دور دنیا خواهم رفت.
  • ترجمه
  • به محض آمدن مادرم ، من قصد دارم فوتبال بازی کنم.
  • ترجمه
  • تا زمانی که تحصیل می کنم ، برای حمل و نقل عمومی تخفیف دانش‌آموزیی دارم.
  • ترجمه
  • هر وقت دایی به ملاقاتم می آید از او هدیه می گیرم.
  • ترجمه
  • از زمان تولد فرزند برادرم ، او اصلاً وقت ندارد.
  • ترجمه
  • در حالی که من روی پایان نامه کارشناسی خود کار می کنم ، دوستانم به آسیا سفر می کنند.