ضمیر نامعین

Indefinitivpronomen

ما وقتی به چیزی به صورت کلی (غیر اختصاصی) اشاره می کنیم از ضمیر نامعین استفاده می کنیم ، مثلاً همه ، هر کس ، کسی ، چیزی.

کاربردها

etwas

معنی: چیزی. صرف: ضمیر etwas خم نمی‌شود ؛ فقط اسم جمع می‌شود (در صورت وجود).

etwas بسته به زمینه ممکن است به معنای زیر باشد: کمی / اندکی / برخی به عنوان مثال etwas Geld (مقداری پول). etwas Geduld (کمی صبر).

با استفاده از حرف اضافه‌ irgend-، می ‌ توانیم بر کلیت/نامتناهی بودن ضمیر etwas 👉 irgendetwas (هرچیز).

ضمیر etwas برخی چیزهای نامعین را توصیف می‌کند
  • ترجمه
  • آیا چیزی برای گفتن دارید؟
etwas قبل از یک اسم مشتق شده از یک صفت بود

وقتی etwas مستقیماً بر اسمی مشتق شده از صفت مقدم است ، پس این اسم همیشه خنثی و مفرد است.

  • ترجمه
  • من می خواهم چیز خاصی برای همسرم بخرم.
  • توضیح
  • etwas Besonderes 👉 این اسم از صفت (besonder - ویژه) مشتق شده است ، + پسوند -s/-es برای حساب جنس خنثی ، مفرد.
طاقچه ها

معنی: هیچی

صرف: تلفظ nichts صرف نمی‌شود. اگر وجود داشته باشد، فقط اسم صرف می ‌ شود.

Nichts را می توان به عنوان اسم نیز استفاده کرد: 1. Das Nichts - نیستی (بدون جمع) ، 2. aus dem Nichts - از هیچ.

ضمیر nichts عدم وجود چیزی را توصیف می‌کند
  • ترجمه
  • هیچ چیز نفهمیدم.
  • ترجمه
  • چیزی برای گفتن ندارم.
nichts قبل از یک اسم مشتق شده از یک صفت

وقتی nichts مستقیماً بر اسمی مشتق شده از یک صفت پیشی می گیرد ، آن اسم همیشه خنثی و مفرد است.

  • ترجمه
  • ما هیچ چیز جدیدی یاد نگرفتیم.
  • توضیح
  • nichts Neues 👉 اسم از صفت ( neu - new) ، + پسوند -s / -es مشتق شده است تا جنسیت اسم و شکل مفرد را حساب کند.
man

معنی: فاعل غیرشخصی (به عنوان مثال man sagt - یکی می گوید).

صرف: افعال مورد استفاده با ضمیر man همیشه در سوم شخص مفرد هستند.

  • ترجمه
  • گفته می‌شود ورزش سالم است.
  • توضیح
  • در این زمینه ضمیر نامعین man معنای زیر را دارد: یکی می گوید (یا گفته می‌شود).
  • ترجمه
  • آیا پارک کردن در اینجا مجاز است؟
  • ترجمه
  • مردم در زمستان افسرده می شوند.
  • توضیح
  • man در حالت اضافی ( Akkusativ ) به شکل زیر است: einen
  • ترجمه
  • شیرینی نخوردن سخت است.
  • توضیح
  • man در حالت برایی (Dativ) شکل einem دارد.
Singular
Nominativ man
Genitiv -
Dativ einem
Akkusativ einen
منچ

معنی: توصیف یک یا چند نفر / چیزهایی از نوع معین (برخی / خاص).

صرف: مانند صفت‌هایی که حرف تعریف نامعین دارند.

  • ترجمه
  • برخی افراد دو زبان خارجی می دانند.
  • توضیح
  • ضمیر manche به عنوان یک حرف تعریف
  • ترجمه
  • برای برخی‌ها فهمیدن دو زبان خارجی دشوار است.
  • توضیح
  • ضمیر manche جایگزین اسم می‌شود
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ mancher manche manches manche
Genitiv manches mancher manches mancher
Dativ manchem mancher manchem manchen
Akkusativ manchen manche manches manche
jemand / niemand

معنی: کسی (jemand / هیچ کس (niemand).

صرف: فقط در حالت مفرد استفاده می‌شود و برای حروف بزرگ جمع می‌شود.

  • ترجمه
  • هیچ‌کس مرا باور ندارد.
  • ترجمه
  • او با کسی به مهمانی می آید.
  • توضیح
  • zu [+Dativ] + die Party 👉 zur (zu + der) Party
Singular - jemand Singular - niemand
Nominativ jemand niemand
Genitiv jemands / jemandes niemands / niemandes
Dativ jemandem / jemand niemandem / niemand
Akkusativ jemanden / jemand niemanden / niemand

در حالت های برایی ( Dativ ) و اضافی ( Akkusativ ) ممکن است ضمایر jemand و niemand صرف شوند یا نشوند. هر دو فرم معتبر هستند.

با استفاده از پیشوند irgend- ، می توانیم عموماً بر ضمیر jemand 👉 irgendjemand (هر کس) تأکید کنیم.

all-

معنی: همه. صرف: برای موارد و جنسیت ، و وقتی که قبل از یک حرف مشخص قرار می گیرد ، ضمیر all- صرف نمی‌شود.

  • ترجمه
  • همه دوست دارند پیتزا بخورند.
  • توضیح
  • alle جایگزین یک اسم می‌شود
  • ترجمه
  • همه مردم دو زبان خارجی نمی دانند.
  • توضیح
  • alle به عنوان یک حرف تعریف
  • ترجمه
  • همه چیز روبراهه؟
  • ترجمه
  • همه این سالها
  • توضیح
  • ضمیر all همیشه قبل از حرف تعریف بدون تغییر می ماند
  • ترجمه
  • بهترين ها را برايت آرزو دارم.
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ aller alle alles alle
Genitiv alles aller alles aller
Dativ allem aller allem allen
Akkusativ allen alle alles alle
einig-

معنی: چند / برخی.

صرف: برای مورد و جنسیت.

  • ترجمه
  • قطار چند دقیقه دیگر می رسد.
  • توضیح
  • einig به عنوان یک حرف تعریف
  • ترجمه
  • من برخی حرف‌ها برای گفتن دارم
  • توضیح
  • einig جایگزین اسم می‌شود (که در این متن به معنای: einige Sachen/Anmerkungen zu sagen - برخی از موارد / اظهارات برای گفتن است)
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ einiger einige einiges einige
Genitiv einigen einiger einigen einiger
Dativ einigem einiger einigem einigen
Akkusativ einigen einige einiges einige

در مفرد ، ضمیر einig یک اسم غیر قابل شمارش را توصیف می‌کند (معنی: برخی / کمی از آن) به عنوان مثال Ich rauche seit einiger Zeit. (من مدتی است سیگار می کشم.) و به صورت جمع ، یک اسم قابل شمارش را توصیف می‌کند مثلاً einige Bücher (چندین کتاب)

mehrere-

معنی: بسیاری / چند.

صرف: برای حالت، تنها در جمع استفاده می‌شود.

  • ترجمه
  • افراد بیشتری تمایل به خوردن پیتزا دارند.
  • توضیح
  • mehrere جایگزین یک اسم می‌شود
  • ترجمه
  • این شرکت چندین محصول را به فروش می رساند.
  • توضیح
  • mehrere به عنوان یک حرف تعریف
Plural
Nominativ mehrere
Genitiv mehrerer
Dativ mehreren
Akkusativ mehrere
irgendein

معنی: چیزی.

صرف: ضمیر etwas خم نمی‌شود ؛ فقط اسم جمع می‌شود (در صورت وجود).

  • ترجمه
  • من باید هدیه‌ای برای مادرم بخرم.
  • توضیح
  • irgendein به عنوان یک حرف تعریف
  • ترجمه
  • حتماً کسی باید باشد که به این موضوع علاقه‌مند باشد.
  • توضیح
  • irgendein جایگزین اسم می‌شود (کسی ، شخص)
Maskulinum Femininum Neutrum
Nominativ irgendein [+er] irgendeine irgendein [+(e)s]
Genitiv irgendeines irgendeiner irgendeines
Dativ irgendeinem irgendeiner irgendeinem
Akkusativ irgendeinen irgendeine irgendein [+(e)s]

فرم در پرانتز [+ ...] هنگامی استفاده می‌شود که ضمیر irgendein جایگزین یک اسم می‌شود ، گاهی اوقات لازم است که یک پسوند مناسب اضافه شود. اشکال دیگر هم به صورت یک حرف تعریف است و هم به عنوان جایگزین یک اسم

irgendwelch-

معنی: هر / برخی. در حالت منفرد ، به مقداری (یا بعد) تعریف نشده و در جمع ، به تعداد تعریف نشده ای از افراد / چیزهای یک نوع معین اشاره دارد.

صرف: مانند ضمیر نامعین welch.

  • ترجمه
  • ما به توصیه مکانی برای گذراندن تعطیلات نیاز داریم. آیا هیچ توصیه‌ای ندارید؟
  • توضیح
  • irgendwelche جایگزین یک اسم می‌شود
  • die Empfehlung (en) - یک توصیه (توصیه ها) ؛ یک اسم قابل شمارش ، جمع ، به تعدادی از توصیه ها اشاره دارد
  • ترجمه
  • نانم تمام شد. آیا مقداری داری؟
  • توضیح
  • irgendwelche جایگزین یک اسم می‌شود
  • das Brot - نان ؛ یک اسم غیر قابل شمارش ، واحد ، به مقداری نان اشاره دارد
  • ترجمه
  • آیا هیچ سوالی دارید؟
  • توضیح
  • irgendwelche به عنوان یک حرف تعریف
  • die Frage (n) - یک سوال (سوالات) ؛ یک اسم قابل شمارش ، جمع ، به تعدادی از س referالات اشاره دارد
  • ترجمه
  • آیا احساس ناراحتی می‌کنید؟
  • توضیح
  • irgendwelches به عنوان یک حرف تعریف
  • das Unbehagen - ناراحتی (بدون جمع) ؛ یک اسم غیر قابل شمارش ، واحد ، به مقدار کمی ناراحتی اشاره دارد
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ irgendwelcher irgendwelche irgendwelches irgendwelche
Genitiv irgendwelches irgendwelcher irgendwelches irgendwelcher
Dativ irgendwelchem irgendwelcher irgendwelchem irgendwelchen
Akkusativ irgendwelchen irgendwelche irgendwelches irgendwelche
jed-

معنی: هر کدام.

صرف: برای حالت و جنسیت (جمع ندارد).

  • ترجمه
  • همه می توانند سواال کنند.
  • توضیح
  • jeder یک اسم را جایگزین می‌کند ( jeder Mensch )
  • ترجمه
  • ما چیزی برای همه پیدا خواهیم کرد.
  • توضیح
  • jeden جایگزین یک اسم می‌شود ( für jeden Mensch )
  • ترجمه
  • هر هفته پیشنهادات ویژه جدیدی ارائه می‌شود.
  • توضیح
  • jede به عنوان یک حرف تعریف
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ jeder jede jedes -
Genitiv jedes jeder jedes -
Dativ jedem jeder jedem -
Akkusativ jeden jede jedes -

در مورد حالت اضافه (Genitiv) هنگامی که jeder ضمیر جایگزین یک اسم، ما نیاز به قبل از آن با eines کلمه (یا با einer بسته به جنس) و صرف jeder مانند یک صفت. Es ist Pflicht eines jeden - پرداخت مالیات به عهده همه است. ، (Es ist Pflicht jedes, Steuer zu zahlen.)

jedermann

معنی: همه.

صرف: فقط برای جایگزینی اسم در مفرد استفاده می‌شود و برای موارد خمیده است.

  • ترجمه
  • این برای همه مناسب نیست.
  • توضیح
  • jedermanns یک اسم را جایگزین می‌کند (به عنوان مثال به جای jedes Menschen - متعلق به هر انسانی / jeder Person - متعلق به هر شخصی)
  • ترجمه
  • همه می‌توانند در اینجا حضور پیدا کنند.
Singular
Nominativ jedermann
Genitiv jedermanns
Dativ jedermann
Akkusativ jedermann
ein-

معنی: a ... / one (معمولاً مربوط به شخص یا چیزهایی است که قبلاً ذکر شد).

صرف: برای موارد (جمع ندارد) و فقط می تواند جایگزین اسم شود.

  • ترجمه
  • س: آیا شما سگ دارید؟ پاسخ: بله ، من یک سگ دارم.
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ einer eine eins welche
Genitiv eines einer eines welcher
Dativ einem einer einem welchen
Akkusativ einen eine eins welche

برای اسامی غیر قابل شمارش مفرد، ضمیر welch - باید به جای ضمیر ein- استفاده شود. به عنوان مثال Ich brauche mehr Mehl. Hast du welches? آرد بیشتری نیاز دارم. آیا شما هم دارید؟ (Hast du eines?)

تلفظ ein- نیز برای گفتن "یک (بیرون) از" به عنوان مثال Das ist einer der berühmtesten Regisseure. (der Regisseur 👉 einer + Genitiv) or Das ist einer von den berühmtesten Regisseure. (der Regisseur 👉 einer + von + Dativ)

کین

معنی: هیچ. صرف: برای حالت و جنسیت.

  • ترجمه
  • خبر جدیدی نیست.
  • توضیح
  • kein به عنوان یک حرف تعریف
  • ترجمه
  • من از هیچ کدام از این ژاکت ها خوشم نمی آید. (به معنای واقعی کلمه: هیچ کدام از این ژاکت ها به دلخواه من نیستند.)
  • توضیح
  • keiner جایگزین اسم می‌شود (بدون گرم‌کن)
  • ترجمه
  • هیچ کس این را نمی داند.
  • توضیح
  • keiner یک اسم را جایگزین می‌کند (هیچ شخصی)
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ keiner keine keins keine
Genitiv keines keiner keines keiner
Dativ keinem keiner keinem keinen
Akkusativ keinen keine keins keine
welch-

معنی: بعضی (معمولاً به موارد ذکر شده قبلی اشاره دارد).

صرف: برای حالت و جنسیت.

  • ترجمه
  • من پول خورد نیاز دارم. آیا هیچی/مقداری همراه خود دارید؟
  • توضیح
  • keine جایگزین الاسم (DAS Kleingeld - پول جیب، بدون الجمع)
Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ welcher welche welches welche
Genitiv welches welcher welches welcher
Dativ welchem welcher welchem welchen
Akkusativ welchen welche welches welche